۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۸

اولین عروسی تاریخ کی و چگونه؟

0 دیدگاه

اولین عروسی تاریخ کی و چگونه؟

از میان انبوه سوالاتی که در باره حضرت آدم علیه السلام و فرزندانش وجود دارد جدی ترین سوال این است که زاد ولد، تکثیرو تولید نسل انسانی میان فرزندان آدم علیه السلام چگونه صورت گرفته است؟

در این خصوص احتمالاتی چند متصور است. نخست اینکه فرزندان آدم با یکدیگر ازدواج کرده اند.

۲- دیگراینکه فرزندان آدم با انسانهایی از نسل انسانهای پیشین ازدواج کرده اند چنانکه ظاهر پاره ای از روایات موید این مدعاست.

۳- احتمال ضعیفتری نیز وجود دارد وآن اینکه فرزندان آدم با افرادی ازجنس جن یا ملک ازدواج کرده باشند چنانکه پاره ای دیگر ازروایات این ادعا را تا اندازه ای تایید می کند.

اینک به بررسی احتمالات یاد شده می نشینیم.

با بررسی اقوال و آرای اندیشمندان اسلامی در می یابیم که عده ای از بزرگان احتمال اول و عده ای دیگر احتمال دوم را پذیرفته اند. احتمال اخیر نیز به دلیل عدم قطعیت سند مردود است.

اکنون ببینیم کدامیک از این دو دیدگاه عمده بیشتر قابل دفاع است.

آنچه از سخن مرحوم علامه استفاده می شود اینکه تنفر فطرت انسانی از مسأله ازدواج با محارم به دلیل شیوع فحشاء و منکراتی است که در اثر چنین ازدواجهایی به تدریج در جوامع انسانی به وجود آمده است و چون در زمان فرزندان حضرت آدم هنوز فساد و منکرات شیوع نداشت لذا چنین ازدواجی با فطرت انسانی مخالف نبودبررسی و تبیین دیدگاه اول:

اگر دیدگاه نخست را که می گفت: ” پیدایش نسل انسانها در اثرازدواج فرزندان آدم علیه السلام با یکدیگر پدید آمده است” بپذیریم، آنگاه اولا:

– باید بتوانیم مساله حرمت شرعی نکاح میان خواهر و برادر را توجیه کنیم.

– ثانیا: باید ببینیم این امر مخالفتی با فطرت و سرشت انسانی دارد یا خیر؟

صاحب المیزان، علامه طباطبایی(ره) پیرامون مسأله نخست قایل به حلیّت شرعی نکاح میان محارم در زمان حضرت آدم علیه السلام می باشند. عین سخن ایشان در این باره چنین است:

” اینکه چنین ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكایت‏شده در سایرشرایع نیز حرام و ممنوع بوده ضررى به این نظریه نمى‏زند، براى اینكه تحریم حكمى است ‏تشریعى، كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوینى(نظیر مستى آوردن شراب) و غیرقابل تغییر، و زمام تشریع هم به دست‏خداى سبحان است،

او هر چه بخواهد مى‏كند و هرحكمى بخواهد مى‏راند، چه مانعى دارد كه یك عمل را در روزى و روزگارى جایز و مباح‏كند، و در روزگارى دیگر حرام نماید، در روزى كه جز تجویزش چاره‏اى نیست تجویز كند ودر روزگارى دیگر كه این ضرورت در كار نیست تحریم كند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه‏تجویزش باعث‏شیوع فحشا و جریحه‏دار شدن عفت عمومى نمى‏شود تجویز كند و در روزگارى دیگركه باعث این محذور مى‏شود تحریم كند.”(۱)

مرحوم علامه طباطبایی همچنین سوال دوم را چنین پاسخ گفته اند:

“این سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نیست و فطرت چنین ازدواجى را صرفا به خاطر اینكه ازدواج خواهر و برادر است نفى‏نمى‏كند و از آن تنفر ندارد، بلكه اگر نفى مى‏كند و اگر از آن تنفر دارد براى این است كه‏باعث‏شیوع فحشا و منكرات مى‏شود و باعث مى‏گردد غریزه عفت‏باطل گردد و عفت‏عمومى لكه‏دار شود.

و پر واضح است كه شیوع فحشا بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كه‏جامعه گسترده‏اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمین غیر ازچند پسر و چند دختر از یك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى دیگر مشیت‏خداى تعالى تعلق‏گرفته كه همین چند تن را زیاد كند،

و افرادى بسیار از آنان منشعب سازد، دیگر عنوان فحشابر چنین ازدواجى منطبق و صادق نیست. پس اگر انسان امروز از چنین تماس و چنین جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است كه‏گفتیم، نه اینكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اینكه مى‏بینیم مجوسیان در قرنهائى‏طولانى(بطورى كه تاریخ ذكر مى‏كند)ازدواج بین خواهر و برادر را مشروع مى‏دانستند و از آن‏متنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسیه(بطورى كه نقل شده)و نیز بطور غیر قانونى یعنى‏به عنوان زنا در اروپا انجام مى‏شود.”(۲) که البته این سازگار با عفت جهانی نیست و مردود می باشد.

بنا بر آنچه گذشت تنفر فطرت انسانی از مسأله ازدواج با محارم به دلیل شیوع فحشاء و منکراتی است که در اثر چنین ازدواجهایی به تدریج در جوامع انسانی به وجود آمده است و چون در زمان فرزندان حضرت آدم هنوز فساد و منکرات شیوع نداشت لذا چنین ازدواجی با فطرت انسانی مخالف نبود.

اشکال دیگری نیز بر این مدعا وارد است و آن اینکه اگر ازدواج با محارم به حکم فطرت انسانی امری قبیح و نا پسند است عین همین اشکال درباره انسانهای نخستین پیش از خلقت آدم نیز مطرح خواهد بود بدین معنا که آنها نیز نمی بایست با محارم خویش ازدواج می کردند که در این صورت هیچ انسانی به وجود نمی آمد. بنا براین هیچ گریزی از قبول ادعای ازدواج انسانهای نخستین (خواه فرزندان آدم؛ خواه اسنانهای ما قبل آدم)با محارم خویش وجود ندارد. بررسی و نقد دیدگاه دوم:

کسانی که احتمال دوم (ازدواج فرزندان آدم با انسانهای ماقبل ) را پذیرفته اند می گویند:

“چون ازدواج فرزندان آدم با یكدیگر ممكن نبوده، زیراازدواج با محارم یك عـمـل قـبـیح و زشت است، فرزندان آدم با دخترانى از نژاد و نسل دیگر كه در روى زمین بودند ازدواج كـردنـد ,

بـعـدا كـه فرزندان آنها با هم پسر عموشدند زناشویى در میان خود آنان صورت پـذیـرفت و این نظر را نیز بعضى از روایات تایید مى كند , زیرا نسل آدم نخستین انسان روى زمین نبوده , بلكه پیش از او نیزانسانهایى در زمین زندگى مى كرده اند .

حـاصل این كه : ممكن است گفته شود كه پسران آدم با بقایاى انسانهاى پیشین كه قبل از خلقت آدم و حوا در روى زمین زندگى مى كردند , ازدواج كرده اند و از گفتگوى خدابا فرشتگان درباره آفرینش آدم(۳) در روى زمین استفاده مى شود كه قبل از آدم و حوا انسانهایى در روى زمین زندگى مى كردند و این حقیقت از روایات نیز استفاده مى شود. (۴)

در پاسخ بدین نظریه باید گفت :

برخی از آیات قرآنی نافی این مدعاست؛ چنانکه می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا(۵)

‏از ظاهر این آیه بر مى‏آید كه در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ كس دیگرى‏دخالت نداشته، و نسل موجود بشر منتهى به این دو تن بوده و بس، نه هیچ زنى از غیر بشردخالت داشته، و نه هیچ مردى، چون قرآن كریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبدادانسته،

و اگر غیر از آدم و حوا مردى یا زنى از غیر بشر نیز دخالت مى‏داشت، مى‏فرمود: “و بث‏منهما و من غیرهما”، و یا عبارتى دیگر نظیر این را مى‏آورد تا بفهماند كه غیر از آدم و حواموجودى دیگر نیز دخالت داشته و معلوم است كه منحصر بودن آدم و حوا در مبدایت انتشار نسل،اقتضا مى‏كند كه در طبقه دوم ازدواج بین خواهر و برادر صورت گرفته باشد.

اما در پاسخ به اینکه گفته شد:

“از گفتگوى خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روى زمین استفاده مى شود كه قبل از آدم و حوا انسانهایى در روى زمین زندگى مى كردند و این حقیقت از روایات نیز استفاده مى شود”

باید گفت:

اتفاقا داستان خلقت آدم و گفتگوی خداوند با ملائک خود مؤیدی بر صحت ادعای ماست زیرا وقتی قبل از خلقت حضرت آدم خداوند فرمود :” انی خالق بشرا من طین”(۶) و نیز فرمود: “انی جاعل فی الارض خلیفه”(۷)

فرشتگان در اعتراض گفتند که این موجود خاکی در زمین دست به فساد وخونریزی خواهد زذ(۸) وآگاهی فرشتگان از این مساله نه از آن روست که انسانهایی پیش از حضرت آدم در زمین زندگانی داشته اند بلکه بدین دلیل بود که می دانستند موجود زمینی از آن رو که مادی است قطعا مرکب از قوای غضبی و شهوانی است، از طرفی زمین نیز دارمحدودیت و تزاحم است لذا بقا در آن جز در سایه زندگی دسته جمعی سامان نمی یابد ومعلوم است که این نحوه زندگی به خونریزی و فساد خواهد انجامید.

‏از ظاهر آیه بر مى‏آید كه در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ كس دیگرى‏دخالت نداشته، و نسل موجود بشر منتهى به این دو تن بوده و بس، نه هیچ زنى از غیر بشردخالت داشته، و نه هیچ مردى، چون قرآن كریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبدادانستهاشکال دیگری نیز بر این مدعا وارد است و آن اینکه اگر ازدواج با محارم به حکم فطرت انسانی امری قبیح و نا پسند است.

عین همین اشکال درباره انسانهای نخستین پیش از خلقت آدم نیز مطرح خواهد بود بدین معنا که آنها نیز نمی بایست با محارم خویش ازدواج می کردند که در این صورت هیچ انسانی به وجود نمی آمد. بنا براین هیچ گریزی از قبول ادعای ازدواج انسانهای نخستین (خواه فرزندان آدم؛ خواه اسنانهای ما قبل آدم)با محارم خویش وجود ندارد.

در خصوص روایات نیز باید باید بگوییم روایاتی وجود دارد که درستی ادعای ما را تایید می کند.در این زمینه به ذکر یک روایت بسنده می کنیم:

از ابوحمزه ثمالى نقل است كه گفت : مى شنیدم حضرت على بن الحسین (ع) با یكى از مردان قریش سخن مى گفت و مى فرمود: چون خداوند توبه آدم را پذیرفت و او با همسرش حوّا از بهشت فرود آمدند از این دو چهل فرزند به وجود آمد : بیست پسر و بیست دختر ، بدین وجه كه هر پسر و دخترى از یك بطن متولد شدند ، نخستین شكم هابیل بود و دخترى به نام اقلیما ، و شكم دوم قابیل و دخترى به نام لوزا ، و لوزا از همه فرزندان آدم زیباتر بود ، چون فرزندان بزرگ شدند و به سن رشد رسیدند آدم ترسید مبادا به گناه بیفتند آنها را به حضور خواند

و گفت : مى خواهم لوزا را به تو اى هابیل و اقلیما را به تو اى قابیل تزویج كنم . قابیل گفت : من به این ازدواج رضا ندهم چه لوزا كه با من توأم است به من سزاوارتر است . آدم گفت : پس من قرعه مى زنم . هر دو به قرعه راضى شدند ، چون قرعه افكند لوزا توأم قابیل به نام هابیل درآمد و اقلیما توأم هابیل به نام قابیل ; آدم تزویج را برقرار نمود و از آن تاریخ (پس از تزویج فرزندان بلافصل آدم) خداوند نكاح خواهر با برادر را حرام كرد .

ابوحمزه گوید : آن مرد قرشى به امام عرض كرد : آیا از این نسل فرزندانى هم به وجود آمدند ؟ فرمود : آرى . قرشى گفت : مجوسیان نیز امروز همین كار را مى كنند . فرمود : مجوس این كار را پس از حرام شدنش مى كنند; سپس فرمود : چرا تعجب مى كنى ؟ مگر نه حوّا از خود آدم آفریده شده و در عین حال با وى ازدواج نموده ؟! آرى این كار در آن زمان مشروع و مباح بوده و پس از آن حرام گشته . (۹).

نتیجه گیری:

ازمجموع ادله نقلی و عقلی که گذشت احتمال نخست تعین می یابد و آن اینکه :

تولید، تکثیرو تزاید نسل بشری در روی زمین از طریق ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر صورت گرفته است.